تبليغاتX
کوه شب

وضعيت....راكد
تاريخ: سه شنبه هجدهم تیر 1387 ساعت :7:34 قبل از ظهر

هميشه اوضاع آنطوري نميشه كه آدم ميخواد....يه وقت مي بيني كه حرف براي گفتن زيادداري وبعضي وقتهاهم هيچي نداري كه بگي.

بعضي هافكرمي كنندكه دليل بروزنكردنم به خاطرازدواجمه كه اصلاً هم درست نيست..!!!

به هرحال مثل تكرارهرفصل از زندگي آدم،فصلهاي طبيعت هم داره تكرارميشه...خرماهاداره رسيده ميشه وچيز زيادي به برداشتش نمونده.

امايه سوالي ذهنم ومشغول كرده!!!!!!!براي اينكه جلوبي عدالتي رابگيري بايدچه كسي راببيني؟كي اصلاًحوصله داره به حرفات گوش بده؟

شركت تعاوني هابراي مردم شكر،قند،آردو....مياره.حالاآياعادلانه بين مردم تقسيم ميشه؟شايدهم بشه...اماآباآدمهاي سودجويي كه منتظرفرصت هستندتاازمال مردم بردارندوبخورندچه كاربايدكرد؟

يه نفرميادآردميخره وچون جمعيتشون زياده سهميه ي آنهاميفته سه كيسه آرد...يتيم هم هستند،بعدبه يه نفركه وسيله داره ميگه تاآردهاراببره خونشون...ميدونيدطرف چي ميگه؟ميگه دوتاازكيسه هات وبده به خودِمن تابرات ببرم...بالاخره مجبورش ميكنه تاحداقل يه كيسه ازآردوبرداره براي خودش...ازاين آدمهاتوي رويدرزيادندكه دَم درشركت تعاوني ايستاده اندتاباحيله ومكرچيزي ازمردم بگيرند...جالبه كسي هم كاري نميكنه!!!

حالاهرچه بخواي ازبدي چيزي ننويسي،ميبيني زورش بيشترازخوبيه...همش هم حرف مي زنيم...كاري نميكنيم...انشالله يه روزي برسه كه بشه عدالت وبرقراركردوكسي باشه كه بتونه............

نوشته شده توسط مهلا | موضوع: | لينک ثابت |
شروع به کارشهردار
تاريخ: پنجشنبه ششم تیر 1387 ساعت :9:14 بعد از ظهر

پس ازيه دوره ركود وبي خبري دررويدر،بالاخره اين وضعيت به اتمام رسيدواتفاق جالب ومهمي توي تاريخ رويدرافتاد................

رويدركه تاچندسال پيش يك دهستان بيشترنبود،ديروزبه صورت رسمي تبديل به شهرشدوشهردار(آقاي جروند)باحضوراستاندارانتخاب وشروع به كاركرد.

طي سخنرانيهايي كه شدآقاي استانداربه نكاتي اشاره كرد،يكي اينكه بايدزمين فوتبال چمن كاري بشه،زمينهاي روي «مَزِه»هرچه زودتربين مردم تقسيم وآب وبرقش هم وصل بشه،بايديه پل بين مركزشهر ودهنوساخته بشه،به يه پارك هم شديداً احتياج داره،همچنين ايشان تاكيدكردن كه رويدرازلحاظ جهان گردي داراي موقعيت خيلي خوبيه وبايدازاين موقعيت استفاده كنه وبراي آب شُرب مردم بايداقدامي كرد.همچنين براي شروع كاريه بيل مكانيكي ومبلغي به مقدار 250000000 تومان به آقاي شهرداراهداكردند.

امابه فعاليتهاوبرنامه ريزييهاي آينده ي رويدربه خاطركمبودوقت زيادنپرداختندوقرارشدكه طي جلسه اي كه توي دبيرستان نجميه برگزارميشه به اين موضوع بپردازندکه ازآن جلسه زیاداطلاع ندارم.

انشالله كه اينهاهمش حرف نباشه وكاري براي آباداني شهرمون بكنند.من هنوزخودم نتونستم آقاي شهرداروببينم وحرف بزنم انشالله سرفرصت اين كاروميكنم تاازتصميماتي كه براي شهرمون گرفته ميشه باخبربشيم....پس تابعد.

نوشته شده توسط مهلا | موضوع: | لينک ثابت |
تاريخ: پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1387 ساعت :10:57 بعد از ظهر

باسلام:

بنابه شرايطي كه ايجادشدمجبورشدم پست قبليم وحذف كنم.هرچندحقيقت ونوشتم ولي خوب....!!!!

اگه هم بعضي هافكركنندكه جازدم،مشكلي نيست بايدچنين مي كردم...انشالله تاپستهاي بعديم كه نميدونم كي باشه!!بلكه بهتروازطريق ديگه اي نوشتم!  ياحق

نوشته شده توسط مهلا | موضوع: | لينک ثابت |
تابستون هم رسید!
تاريخ: شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387 ساعت :8:27 قبل از ظهر

تابستون هم رسيد...هواي خيلي عاليه همراه باگرماي زياد.بارون هم كه خيال باريدن نداره..

همه چيزداره خشك ميشه...آب چاهها رفته پايين..آب شهري هم تابستونهاهرپنج روزيه بارمياد..

فقط داره بادمياد،اونم بادشديد.

اينترنت اينجاهم طبق معمول خرابه...سرعت كه نداره هيچ بااون سرعت كمش هم مشكل ميگيره...هرچه هم بناليم فايده اي نداره..

ازاينهاكه بگزريم ميرسيم به قضيه ي كمبودآب! ...امسال ازرحمت الهي باران زيادخبري نبودوماتابستان سختي رادرپيش داريم...

تازگيهاهم خبررسيده كه ميخوان چاههايي كه توي خونه هاست راپركنندتاكسي ازاين چاههااستفاده نكنندتابلكه چاه اصلي كه آب شهري راتامين ميكنه آبش بيشتربشه وبه مصرف همه برسه ولي اگه كسي توي خونه اش درختي يامحصولاتي كاشته باشه چي ؟هفته اي يه بارآب روي مردم بازمي كنند. تازه اين كه آب آشاميدني نيست!!چون آبش شوره.مردم آب شُرب خودشون وازجاهاي ديگه تامين مي كنندمثلاً ازآب شيرين كن كه تازگيهاخراب شده وميگن يه 15 روزي طول ميكشه تادرست بشه بايدقطه اي راازدبي بيارن تادرست بشه.بعضي ازچاههاهم هستندكه آبش يكم ازبقيه شيرينتره .

خلاصه اينكه بايديه فكراساسي كرد.

يه مسئله ي ديگه اي كه الان توي بازاربورس رويدر داره مي درخشه قضيه ي گرفتن آردهستش كه مردم ازاين بابت به تنگ آمده اندچون آردكم شده وتازه دارن ميگن كه تاآينده اي نه چندان دورديگه آردي بين مردم تقسيم نميشه وفقط به نانوايي هاآرد داده ميشه واين مسئله براي ماكه نان راخودمان توي خونه مي پذيم يكم سخته.به قول بعضيهاكي ميتونه«مهياوه،خاكو يا مُمَغ» رابانان نانوايي بخوره

خوبه ديگه...آب نداريم..آرد هم نداريم...يه گوشي كه اينهارابشنوه نداريم...يه عقلي كه اين مشكلات وحل كنه هم نداريم.!!!

همش موج منفي بود..چه ميشه كرد!  

نوشته شده توسط مهلا | موضوع: | لينک ثابت |
سيري درگذشته..
تاريخ: دوشنبه نهم اردیبهشت 1387 ساعت :9:16 قبل از ظهر

يه چندوقتيه وبم بوي كهنگي وقديمي ميده!!چون دارم توي فضاي مجازي گذشته سيرميكنم...بدنيست يكم به عقب برگرديم....

حالا آدم ممكنه به گذشته ي خودش برگرده يابه گذشته ي ديگران ويابه گذشته ي شهرش...

من برگشتم به گذشته ي شهرم يعني رويددددددر:

وقتي ميان نخلهاي رويدرچرخي بزني وبگردي چيزهاي جالبي پيدامي كني«البته آدمهاي اين چيزهاراپيدامي كنندكه به اطرافشون خوب نگاه كنندوازاين لحاظ تعجب كنندوسوال توي ذهنشون طرح كنند.»

حالايكي ازاين مواردي كه ميشه يافت«خونه هاي قديميه» يابهتره بگيم خرابه اي ازخونه هاي قديمي كه هنوزميشه آثاري ازآنهارادرميان نخلهاپيداكرد.

 

يه خونه ي قديمي

اين خونه ها بيشترشون باسنگ وگچ ساخته شده وشامل يك اتاق بيشترنبود....جالبه نه؟نه ازحمام خبري بودونه از(ببخشيد)سرويس بهداشتي....ميگن مي رفتندتوي بركه ياجوي آبي حمام مي كردند...

و روال زندگيشون به صورت كوچ نشيني بودبدين صورت كه تابستونهاميان نخلهازندگي مي كردندوزمستانهابرمي گشتندتوي ده...ووسايل زندگيشون تشكيل مي شداريه سري لوازم ساده براي يه زندگي ساده وهمشون هم خودشون تهيه ودرست مي كردند،مثلاً زيراندازشون ازبرگ نخل درست مي كردندكه بهش مي گفتند«تَك»كه واقعاً هم تك بود...وسيله ي آبخوريشون «مَشك» بودكه آب راسردنگه مي داشت وازپوست گوسفنددرست مي شد.

 

نوشته شده توسط مهلا | موضوع: | لينک ثابت |
پوشش قدیمی رویدر
تاريخ: شنبه بیست و چهارم فروردین 1387 ساعت :8:36 قبل از ظهر

هرمنطقه ي جغرافيايي پوشش مخصوص به خودش داره كه به مرورزمان دچارتغييروتحول شده وپوششهاي قديمي به قول معروف ازمُد افتادندومردم دنياباكلاس شدندوخلاصه اينكه اين لباسهاي قديمي شدندپوششي ناچيزبراي پيرمردهاوپيرزنها..!!

خوب شرايط عوض ميشه،طرزفكرعوض ميشه وآخرسرپوشش هم عوض ميشه...ولي نبايدبه دست فراموشي بسپاريم وروزي برسه كه براي يادآوري فرهنگ گذشته خودمان نتونيم حتي يك دست ازاين لباسهاراپيداكنيم .هرچه باشه فرهنگ وسنت قديمي ماست...آيندگان دوست دارندبدونندكه اجدادشون چجوري زندگي مي كردند.

توي رويدربعضي ازپيرمردهاوپيرزنهاهنوزازاين پوشش استفاده مي كنندولي خيلي كم..!! بعضي وقتهاهم اگه مراسمي چيزي باشه كه ربطي به فرهنگ رويدرداشته باشه ازاين لباسهااستفاده مي كنندولي به سختي اين لباسهاگيرمياد.

 

به پارچه ي پيرهنشون مي گفتنداطلسي كه رنگهاي مختلفي داشت وبه شال ودستمالي كه روي سرشون مي انداختندمي گفتند«چَپري».وچيزي كه توي منطقه ي جنوب مرسوم بوده روبندهايي(نقاب)بودندكه به صورتشون مي بستندكه به زبان محلي ماميگن«بُركه».

درواقع اين فقط يك نوع ازپوششهاي اون دوره بود.همين كه انقلاب شدتوي فرهنگ وپوشش رويدرهم انقلاب رُخ داد...مثلاً درگذشته لباسهاشون كوتاه،نازك بودوجالب اينه كه پوشش خانمهابادخترخانمهافرق مي كرديعني مي شدازروي لباسشون فهميدكه اين متاهله يامجرد!! اماالان لباسهابلندتروكلفترشده وچادرهم بهش اضافه شده همچنين به هيچ وجه نميشه فهميدكه كي متاهله يامجرده...همه ديگه يك رنگ شده اند!!

خلاصه ي حرفم اين بودكه براي جمع آوري اين لباسهابايدكاري كردقبل ازاينكه كاملاًازبين بروندوديگه چيزي براي نشون دادن فرهنگ وسنن قديمي خودمون نداشته باشيم.

نوشته شده توسط مهلا | موضوع: | لينک ثابت |
ورزش دررویدر
تاريخ: جمعه شانزدهم فروردین 1387 ساعت :9:29 قبل از ظهر

اگه جاي چيزي باشه حالاديگه نوبت ورزش رويدره...توي اين وبلاگ يكي ازموضوعاتي هستش كه راجع بهش بحثي نشده....

اگه بگن ورزش، اولين چيزي كه به ذهن ميادرشته فوتبالشه...كه طرفداران زيادي داره..

وامافوتبال دررويدر...جوانهاي رويدراستعدادهاي زيادي دارندتوي همه ي عرصه هابخصوص ورزش.

توي خودشهررويدرميگن 6   تيم فوتبال بزرگسالان داريم..

بااينكه زمين درست وحسابي نداريم ولي اين موضوع باعث نميشه تاازاهميت اين ورزش نزدجوانهاي كم بشه...بيشتروقتهابعدازهربازي يه چندنفرزخمي ميشن كه بيشتربه خاطرزمينشه كه چمن نداره،يادستشون ميشكنه ياپاهاشون...ميدونم اگه به اين رشته ي ورزشي اهميتي داده بشه جوانهاي رويدرميتوننددرسطح استاني وياحتي كشوري بدرخشند...

علاوه برفوتبال،واليبال هم نقش پررنگي درورزش رويدرداره بخصوص واليبال بانوان.وهمچنين «كنگ فو»

كه جوانها،الخصوص نوجوانهاي مادراين رشته توانستندافتخارات زيادي براي شهرمون بدست بيارند.

اولين شخصي كه كلاس كنگ فورادررويدرافتتاح كرد،«استادحسين صابري منش» بوده،كه اكنون به جاي ايشان،استاد«يعقوب احمدي»اين كاررابه عهده گرفته.

 كنگ فو

تيم كنگ فو(پرتوآ)رويدرسه باردرمسابقات استاني شركت كرده اند،باراول جام اخلاق برده اند،باردوم(شهريور86) هم جام اخلاق وهم مقام دوم تيمي باكسب چهارمدال طلا،سه تانقره،ده عددبرنز.بارسوم كه به مناسبت دهه ي فجربرگزارشده(بهمن 86)دوباره به مقام دوم نائل شده اندباكسب نه مدال طلا،هفت نقره،يازده برنز.

درمسابقات كشوري سال 86 دراراك پنج نفرازاعضاي تيم هرمزگان كنگ فوكاران رويدري بوده اندكه ازاين پنج نفرسه نفرتوانستندمدال كسب كنند:

احمدگلشن(مقام دوم كشوري)

محتشم زاهدي(مقام سوم كشوري)

ميثم زاهدي(مقام سوم كشوري)

اميداورم يه روزبه ورزش توي رويدراهميت بيشتري بدهندوهمچني شاهدافتتاح ورزشگاه فوتبال كه دقيق نميدونم چندساله كه دارنددرستش مي كنندولي درست نميشه باشيم...وبراي بانوان نيزامكانات بيشتري دراين زمينه درنظرگرفته بشه.....ياحق

نوشته شده توسط مهلا | موضوع: | لينک ثابت |
تاريخ: جمعه نهم فروردین 1387 ساعت :2:50 قبل از ظهر

نوروزهم رسيدوعروسي هاهم شروع شدوبيشترشون هم تموم شد.چندروزپیش حدودنوزده  زوج به خانه ي بخت رفتند.امااين فقط كساني بودندكه درعروسي انجمن شركت كردند.عروسي انجمن به صورت اسلاميش برگذارميشه وتاحدودي كمك خرج دامادميشه براي برگزاري مراسم عروسي وبه زوجين هداياي اهداميشه مثل:تلوزيون،پتو،ماشين لباسشويي....البته بعدازگرفتن مراسم كه داخل سالن اجراميشه ومراسم كاملاً مردانه است يعني خانمهاحضورندارند.

حالاازعروسي بگزريم وبه چندروزقبل برگرديم دوباره ميرسيم به مسئله ي انتخابات....

حرفهايي بين مردم هست كه آرايي رابالاكشيده انددرهمين موردجلسه اي تشكيل داده اندوتحقيقاتي صورت گرفته كه اين ادعاراثابت كرده و وعده داده اندكه دوسال بعددوباره انتخاباتي صورت بگيره كه من چشمانم آب نميخوره!!!

حالاچرادوسال ديگه؟!به هرحال شايعه زيادپخش ميشه تامطمئن نشيم نميشه راجع بهش  بحث كرد..

 

اگه درموردبهاربگم اينه كه فصل بهارنارجنه...درخت نارنج وليمو گل داده اند وباراني هم نباريده كه بهاربدان صورت سبزبشه...روزهاهواگرمه،اماشبهاهوا بسيارعاليه بادخنكي ميادوميره...رطويتي هم دركارنيست،پنكه هاهم روشنه..درياهم كاملاً آرامه

نوشته شده توسط مهلا | موضوع: | لينک ثابت |
بدون شرح
تاريخ: دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386 ساعت :8:12 قبل از ظهر

خوب انتخابات هم تموم شد...

نوروزهم داره ميرسه امااينجااصلاً هواي بهاري نيست بلكه گرم گرمه...

اينباروميخوام يه خورده ازاهالي رويدرگلَه كن...:

البته اگه چيزي ميگم فقط درموردرويدرصدق نميكنه...چون همه جاازاين خبراهست..

حتماًشنيده ايدكه ميگن توي اين دنياهيچكس غم كسي رانميخوره وهركس به فكرمنفعت خودشه..دنياديگه اينجوري شده...همه چيزوميشه باپول خريد..ازديپلم بگيرتاحتي افكارآدما رو!!!

اگه يه نفرباافكارتو هم عقيده نبوديه خورده پول بهش بده تاعقيدش وبخري.

بين اهالي رويدرخوب خودمون بعضي هايي پيداميشن كه اينجوريند..اگه يه خورده پول بهشون بدي خيلي راحت بهت خيانت مي كنندفقط هم به خاطرمنافع خودشون..

 البته قصد توهين ندارم،چيزي كه هست وچند روزه ذهنم ومشغول كرده ..فايده كه نداره ميگم كه گفته باشم.

حالاازگلَه وشكايت كه بگذريم...يه چيزخيلي جالبه...اينجازمين خوب براي ساختن خونه پيدانميشه واگه هم باشه گرونه به همين خاطرجوانهاتوي زمينهايي كه ازاجدادشون به ارث برده اندخونه درست مي كنندكه بيشتراين زمينهاهم داخلشون نخله يعني نخلستانه به همين دليل منابع طبيعي اين اجازه رابه اينهانميده كه داخل زمينشون خونه درست كننداگه هم كسي درست كرد آب وبرق بهشون تعلق نميگيره!!..خوب يكي نيست به اينهابگه وقتي اينهايه سرپناهي نداشته باشندزمين ونخل به چه دردشون ميخوره؟ اگه راست ميگن زمين روي مَزه راكه چندساله دارندميگن چراآب وبرق وراهش ودرست نمي كنندتامردم به مثلاً منابع طبيعيشون صدمه نزنند؟

پيش بخشدارقبليمون كه رفتم ايشون گفتندحالاديگه ميخوان تقسيم كنندومشكلاتش وحل كندتااين بخشدارمي خواست كاري بكنه يهويه بخشدارديگه ميادحالاتابياييم ايشون ودرجريان امرقراربديم دوباره بخشداروعوضش مي كنند...خوب يه بخشدارازخودمون براي هميشه داشتيم يچقدرخوب بود...البته توي رويدرامكان پذيرنيست چون همين كه يه رويدري اومدزيرآبيش ومي زنندوازكاربركنارمي كنندچون  نميتونند ببيننديكي ازخودشون بالاتره..!!!

نوشته شده توسط مهلا | موضوع: | لينک ثابت |
انتخابات
تاريخ: یکشنبه نوزدهم اسفند 1386 ساعت :8:20 قبل از ظهر

اين روزهاهواي خاصيه...هواخشك خشكه اصلاًرطوبتي دركارنيست..

اماهواي اجتماعي مردم پرازرطوبت وگرماست...

جو انتخاباتي هواراپرازبوي سياست كرده...بخصوص كه اينباربادفعه هاي قبل فرق ميكنه!!!چون اينباريكي ازكانديداهاازشهرخودمونه(آقاي عزيزي)

يه كانديدابه نظرشمابايدچجورآدمي باشه؟

يه چندروزپيش براي ستادتبليغاتي آقاي عزيزي رفتم بندر...حالاعكس العمل مردم درمقابل تبليغات جالب بود:

يه خانمي مي گفت هروقت مسئله ي برق ماراحل كردندوتونستنددزدان سيمهاي برق راگيربندازندماراي ميديم ولي شماچه ساده اييد، كي به فكرماست؟

يه آقايي هم اومدوگفت من دارم برضدآقاي عزيزي تبليغ ميكنم كه كسي بهش راي نده دليلش هم به خاطرخصومت شخصي بود!!!

يكي اومدوگفت راي اول ماآقاي عزيزيه....

خلاصه هركسي يه نظري داشت...

كانديدهابايدبياندبين مردم سخنراني كنندواهدافشون وبيان كنند...اماتاآخرين اخباري كه به دستم رسيدبه آقاي عزيزي اين اجازه داده نشدكه بين مردم بندرعباس سخنراني كنه!!!! چراش وبايدازفرماندارواستاندارو ....پرسيد!

توي رويدرهم ستادتبليغاتي فعالندعلاوه برآقاي عزيزي،"آقاي آشوري،كريمي،ديرباز" هم ستادتبليغاتشون فعاله.

بعضي هاميگن مابهشون راي بديم آخرش هيچ كاري برامون نمي كنند...دربعضي مواردهم راست ميگن،من ميدونم بعضي ازاين كانديدهاسعي خودشون مي كنندولي همانطوركه ميدونيددستشون زيادبازنيست...!!

البته بعضي هامياندفقط پول جمع كنند..ولي نبايدبه همه بدبين بود...مثلاً آقاي عزيزي مطمئن هستم كه نيتش درسته وميخوادكه كاري براي استانمون بكنه...بخداتبليغ نميكنم! ارآنجاكه ميشناسمش دارم ميگم.

نوشته شده توسط مهلا | موضوع: | لينک ثابت |
© This Template Designed By Soltanbanoo